مدیریت ریسک در موسسات مالی

مدیریت ریسک

آیا فیلم بریتانیایی “معامله گر سرکش (Rogue Trader)” را دیده اید؟
داستانی واقعی از Nick Leeson که کارمند Barings Bank است؛ کسی که معاملات سفته بازانه اش منجر به نابودی بانکی شد که عمری ۲۰۰ ساله داشت.

درس پرهزینه ای که از این ماجرا آموخته شد، این بود که “باید محدودیت های ریسک شفافی را برای معامله گران تعریف کرد و سپس با دقت نظارت کرد که این محدودیت ها، رعایت شوند.”

یک اشتباه کوچک اما فاجعه آمیز از طرف یک کارمند جدید، یک موسسه مالی را وادار به انجام کاری کرد که هرگز قبلا انجام نداده بود. یک مشتری عادی، قراردادهای آتی دام را روزانه معامله می کرد و در پایان روز، موقعیت معاملاتی اش را می بست (از طریق جبران کردن بوسیله یک موقعیت معاملاتی مخالف). این کارمند جدید، به جای باز کردن موقعیت فروش در پایان روز، موقعیت معاملاتی خرید یک قرارداد آتی دام را باز کرد که منجر به دو موقعیت معاملاتی خرید شد و زمانی که این اشتباه شناسایی شد، بازار بسته بود. نکته داستان اینست که روش های مدیریت صحیح ریسک باید پیاده سازی شوند!

اینها تنها یک مثال از میان بسیار نمونه های موجود در صنعت مالی است. چه خوشمان بیاید و چه نه، ریسک در ذات صنعت مالی است. ریسک را می توان به عنوان احتمال رخ دادن نتایج منفی یا غیر قابل پیش بینی دانست. هر اقدام یا فعالیتی که منجر به از دست دادن هر چیزی شود را می توان به عنوان ریسک خواند.

انواع مختلفی از ریسک وجود دارد که یک شرکت ممکن است با آن مواجه شود و باید بر آن غلبه کند. به طور عمومی تر، ریسک ها را می توان به سه نوع دسته بندی کرد: ریسک تجاری، ریسک غیر تجاری و ریسک مالی. در این مقاله، ما در مورد ریسک مالی صحبت خواهیم کرد.

ریسک مالی همانطور که از نامش پیداست، ریسکی است که شامل زیان های مالی شرکت ها می شود. به طور کلی، ریسک مالی ناشی از ناپایداری و زیان های بازار مالی به دلیل حرکات قیمت سهام، ارزها، نرخ بهره و … می باشد.

ریسک مالی یکی از بااولویت ترین انواع ریسک، برای هر کسب و کاری است. ریسک مالی ناشی از حرکات بازار می باشد که تحت تاثیر گروهی از عوامل است. بر این اساس، ریسک مالی می تواند به انواع مختلفی مانند ریسک بازار، ریسک اعتباری، ریسک نقدشوندگی، ریسک عملیاتی و ریسک مقررات دسته بندی شود.

ریسک بازار

این نوع ریسک ناشی از حرکات در قیمت های ابزارهای مالی می باشد. ریسک بازار به دلیل حرکت در قیمت سهام، نرخ بهره، تورم، ارز و دارایی ها است.

ریسک اعتباری

این نوع ریسک، زمانی به وجود می آید که یک نفر نتواند تعهداتش را نسبت به طرفین مقابل، اجرا کند.

ریسک نقدشوندگی

این نوع ریسک از ناتوانی در اجرای معاملات ناشی می شود.

ریسک عملیاتی

این نوع ریسک از ایرادات عملیاتی مانند مدیریت نادرست و خرابی های فنی به وجود می آید.

ریسک مقررات

این نوع ریسک مالی از محدودیت های مقرراتی مانند قوانین به وجود می آید. هرگاه یک شرکت، باید با زیان های مالی که به دلیل پیامدهای قانونی است مواجه شود، به آن ریسک مقررات گویند.

از همه انواع ریسکی که در بالا اشاره شد، ریسک بازار، محبوب مدیران پورتفوی می باشد!

از آنجایی که ریسک نمی تواند حذف شود و فقط می تواند مدیریت شود، مدیریت ریسک و یا پوشش ریسک، عنصری حیاتی است. به دلیل آنکه ریسک بازار، وابسته به عواملی مانند قیمت های سهام و نرخ های بهره هستند، کاهش این ریسک، ترکیبی از علم وهنر است.

مدیریت ریسک مالی که به “پوشش ریسک” هم معروف است، با استفاده از محصولات مشتقه انجام می شود. متداول ترین مشتقات مورد استفاده برای پوشش ریسک، قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای آتی، قرادادهای معاوضه و سوآپشن ها (swaption) می باشند. به یاد داشته باشید که پوشش ریسک برای محافظت از ریسک کاهش قیمت انجام می شود و نه برای اهداف سفته بازانه!

مثال زیر نشان می دهد که چگونه مشتقات برای پوشش ریسک مورد استفاده قرار می گیرند.
یک صندوق بازنشستگی، در نظر دارد سرمایه گذاری در ورقه بهادار ABC تا سال آینده داشته باشد. در حال حاضر ABC تا ۱۰۵$ افزایش یافته و صندوق بازنشستگی حاضر نیست بیش از ۱۲۰$ بعد از یک سال پرداخت کند. صندوق بازنشستگی می تواند یک قرارداد اختیار خرید روی ورقه ABC با قیمت اعمال ۱۲۰$ بخرد. اگر قیمت بعد از یک سال بیش از ۱۲۰$ شود، صندوق بازنشستگی می تواند اختیار خرید را اعمال کند و ورقه بهادار را در قیمت ۱۲۰$ بخرد. اگر قیمت ABC کمتر یا مساوی ۱۲۰$ شد، سپس اختیار خرید، بدون هیچ فایده ای، منقضی می شود و صندوق بازنشستگی می تواند ABC را از بورس بخرد.

به عنوان مقیاسی برای ریسک، Value at risk که معروف به VaR می باشد، متداول ترین معیار مورد استفاده است که دید یکپارچه ای را  فراهم می آورد و اکسپوژر پورتفوی را با پارامترهای حساسیت ریسک یکی می کند. VaR، مقدار مورد انتظار زیان، که در یک بازه اطمینان مشخص و در طول یک دوره نگهداری، ممکن نیست از آن مقدار فراتر رود، را با فرض شرایط نرمال بودن بازار محاسبه می کند. هر چه VaR پورتفوی بالاتر باشد، زیان انتظاری آن و اکسپوژر ریسک های بازار بیش تر است.

اجازه دهید یک مورد مطالعاتی عمومی و گسترده تری را در نظر بگیریم که از شرکت های استخراج طلا می باشد. این شرکت ها، اکسپوژر بزرگی در برابر قیمت طلا دارند. از آنجایی که سال ها طول می کشد تا طلا از معادن استخراج شود، برای شرکت های استخراج طلا، طبیعی است تا پوشش ریسک را مد نظر قرار دهند. بعضی از شرکت های استخراج طلا، پوشش ریسک انجام نمی دهند، زیرا می خواهند از افزایش قیمت طلا منتفع شوند و حاضرند هر زیانی را که به دلیل عدم پوشش ریسک رخ دهد بپذیرند. دیگر شرکتها، پوشش ریسک را انتخاب می کنند. آنها تعداد اونس هایی که هر ماه تولید خواهند کرد را برای چند سال آینده تخمین می زنند و وارد موقعیت معاملات فروش قراردادهای آتی و سلف می شوند تا قیمتی را که دریافت خواهند کرد ثابت کنند.

پوشش ریسک روشی برای کاهش ریسک است و یک شمشیر دولبه می باشد. در یک لبه، ریسک کاهش قیمت، مورد مراقبت است اما در لبه دیگر، سودها نیز محدود می شوند. بحث هایی در موافقت و مخالفت مدیریت ریسک وجود دارد، اما باید به یاد داشته باشید که هدف مدیریت ریسک، کاهش ریسک مربوط به کاهش قیمت است و در نتیجه، به همراه آن هشداری است که پتانسیل افزایش قیمت نیز محدود می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *