چهار ریسک اصلی معاملات الگوریتمی فرکانس بالا (قسمت دوم)

دیگر ریسک های الگوریتم هایHFT

الگوریتم های گمراه کننده: سرعت خیره کننده ای که اکثر الگوریتم های HFT در معاملات دارند، این معنی نیز می تواند داشته باشد که یک الگوریتم گمراه کننده یا اشتباه می تواند منجر به میلیون ها تومان ضرر در مدت زمان بسیار اندکی شود. مثال نامشهوری از این خسارت که به علت الگوریتم گمراه کننده رخ داد می توان Knight Capital نام برد، که بازارگردان آن در عرض ۴۵ دقیقه در اول آگوست ۲۰۱۲، ۴۴۰ میلیون دلار ضرر شناسایی کرد. اشتباه الگوریتم معاملاتی نایت این بود که حدود ۱۵۰ سهم را در بالاترین قیمت پیشنهادی می خرید و فورا در پایین ترین قیمت می فروخت. (به یاد داشته باشید که بازارگردانان سهام را از سرمایه گذار در قیمت درخواستی (bid price) می خرند و آنها را به قیمت پیشنهادی فروش  (offer price) می فروشند که این اسپرد برای آنها سود شناسایی می کند.).  متاسفانه، معاملات الگوریتمی HFT با کارایی بیشتر – در موردی که الگوریتم ها دائما بازارها را برای یافتن اینگونه اختلاف ها کنترل می کنند – وسیله ای می شود که معامله گران در کمین بنشینند و از این فلاکت نایت استفاده کنند. آن زمان بود که نایت نزدیک به ورشکسته شدن بود و سرانجام توسط شرکت Getco  خریداری شد.

ضررهای هنگفت سرمایه گذاران:  نوسان سویینگ ها بوسیله معاملات الگوریتمی HFT بیشتر می شود که می تواند ضررهای هنگفتی را به سرمایه گذاران تحمیل کند. معمولا خیلی از سرمایه گذاران، حد ضرری را برای سهام خود در سطحی که ۵% نسبت به قیمت های معاملاتی فعلی فاصله دارد، قائل می شوند. اگر بازار بدون هیچ دلیل واضحی (یا حتی با توجه به دلایل خوب و قانع کننده ای) افت کند، این حد ضررها فعال می شوند. قضیه به اینجا ختم نمی شود، وقتی قیمت سهام با توجه به سفارش های خرید، کمی برمی گردد، سهامداران بدون ضرورت، وارد معامله می شوند تا میانگین قیمت خریدشان را کم کنند. این در حالی است که بعضی معامله گران یا در پوزیشن معکوس قرار گرفته اند یا در دوره نوسانات غیرمعمول بازار مثل سقوط بازار (Flash Crash) و نایت فیاسکو (Knight fiasco)، معامله نمی کنند. برای مثال، اکثر دو میلیارد سهامی که در مدت سقوط بازار معامله شد، در قیمت هایی با اختلاف  ۱۰% نسبت به قیمت های ساعت ۲:۴۰ بعد از ظهر (زمانی که سقوط بازار در روز ۶ ماه می ۲۰۱۰ شروع شد) معامله شدند. تنها حدود ۲۰،۰۰۰ معامله، که تعداد ۵٫۵ میلیون سهم را شامل می شد در قیمت هایی با اختلاف بیش از ۶۰% نسبت به قیمت ساعت ۲:۴۰ بعدازظهر سفارش گذاشته شده بود که به مرور لغو شدند. بنابراین، سرمایه گذاری با ۵۰۰،۰۰۰ دلارارزش پرتفوی از سهام بلوچیپ ( بر مبنای تعریف بازار بورس نیویورک به انواعی از سهام ابر شرکت‌ها گفته می‌شود، که از نظر کیفیت، اطمینان، قابلیت و توانایی سودآوری شهرت خوبی را دارا باشند.) که حد ضرر ۵% برای پوزیشن هایش قائل شده بود، در طول مدت سقوط بازار به احتمال خیلی زیاد ۲۵،۰۰۰ دلار در ضرر بودند. در اول آگوست ۲۰۱۰، NYSE معاملات شش سهمی را که با الگوریتم نایت اجرا شده بودند، به خاطر اینکه معاملات آنها ۳۰% نسبت به قیمت بازگشایی روزانه انجام شده بود، لغو کرد. قانون “خطای آشکار در اجرای معاملات” NYSE تعدادی مقیاس سنجش برای بازبینی اینگونه معامله ها بیان می کند.

از دست رفتن اطمینان نسبت به درستی و صداقت بازار: سرمایه گذاران به این دلیل در بازارهای مالی معامله می کنند که به درستی و صداقت آنها، اعتماد کامل کرده اند. با این حال، تکرار سریال های نامعمول در نوسانات بازار مانند سقوط مشهور بازار می تواند به این اعتماد آنها خدشه وارد کند و منجر شود که سرمایه گذاران محافظه کار، بازار را برای همیشه ترک کنند. در ماه می ۲۰۱۲، عرضه اولیه فیس بوک، مشکلات تکنولوژیکی متعدد و تاخیر در تایید ثبت سفارش داشت. در ۲۲ آگوست ۲۰۱۳، Nasdaq معاملات را برای سه ساعت به علت مشکلات نرم افزاری متوقف کرد. در آوریل ۲۰۱۴، نزدیک به ۲۰،۰۰۰ معامله اشتباه را به خاطر مشکلات کامپیوتری در سازمان بورس بین الملل، باید لغو می کرد. آسیب بزرگ بعدی سقوط بازار بود که می توانست شوک زیادی به اطمینان سهامداران نسبت به درستی و صداقت بازار وارد کند.

ابزارهایی برای مقابله با ریسک های HFT

با وقوع کابوسهایی مانند سقوط بازار و معاملات نایت، ریسک های معاملات الگوریتمی HFT نمایان شد و قوانین و بخش نامه هایی برای جلوگیری از آن اجرایی شده است. در سال ۲۰۱۴، گروه Nasdaq OMS، یک “دکمه توقف(kill switch)” برای شرکت های عضو خود معرفی کرد که بر مبنای آن به محضی که سطح از پیش تعیین شده ای از ریسک نقض شود، دیگر معامله ای صورت نگیرد. در حالی که خیلی از شرکت های HFT در حال حاضر “دکمه توقف” دارند و می توانند تا زمانی که نسبت به شرایط، اطمینان حاصل نکرده اند، معامله نکنند، Nasdaq سطح مضاعفی از اطمینان را اضافه کرد تا الگوریتم های افسار گسیخته را مهار کنند.

قطع کننده ها (Circuit-breakers) در اکتبر سال ۱۹۸۷ بعد از “دوشنبه سیاه” معرفی شدند و برای سرکوب آشوب های بازار در زمان حجم فروش بسیار گسترده، استفاده می شد. SEC در سال ۲۰۱۲ قوانینی وضع کرد که به قطع کننده ها این اجازه را می داد، اگر نوسانات شاخص S&P500 قبل از ساعت ۳:۲۵ بیش از ۷% بود، فعال شود به طوری که معاملات بازار را برای ۱۵ دقیقه متوقف می کرد. افت ۱۳ درصدی قبل از ساعت ۳:۲۵ بعد از ظهر یک ۱۵ دقیقه دیگر، بازار را متوقف خواهد کرد این در حالی است که یک دایو (پرش) ۲۰% معاملات بازار را برای مابقی روز تعطیل می کند.

در نوامبر ۲۰۱۴، کمیسیون معاملات بورس کالا و آتی، قوانینی را برای معامله الگوریتمی که روی اوراق مشتقه معامله می کردند، وضع کرد. این قوانین شرکت ها را الزام می کرد که کنترل ریسک قبل از معامله داشته باشند و اگر از طرف دولت یا سازمان درخواست شود، باید منبع کدهای نوشته شده را در اختیار آنها بگذارند.

حرف آخر

معاملات الگوریتمی HFT تعدادی ریسک دارد که بزرگترین آن، پتانسیل این نوع معاملات در تشدید ریسک سیستماتیک می باشد. تمایل به شدت بخشیدن به نوسانات بازار می تواند به صورت موجی روی دیگر بازارها تاثیر بگذارد و به سرمایه گذاران حس عدم قطعیت القا کند. تکرار اتفاقات غیر معمول که منجر به نوسانات بازار می شود می تواند حس اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران به صداقت و درستی بازار را خدشه دار کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *