فرضیه بازار کارا

فرضیه بازار کارا

فرضیه بازار کارا (Efficient Market Hypothesis) یک نظریه سرمایه ­گذاری است که بیان می ­کند، “عملکرد بهتر از بازار” ممکن نیست، زیرا کارایی بازار سهام باعث می ­شود که قیمت فعلی سهم، همیشه دربرگیرنده و منعکس کننده تمام اطلاعات مربوط به آن سهم باشد.

با توجه به این نظریه، سهم ­ها همیشه در قیمت منصفانه خود در بورس ­ها معامله می ­شوند. در نتیجه امکان ندارد سرمایه­ گذاران بتوانند سهمی را به قیمتی کمتر از قیمت منصفانه بخرند و یا سهمی را با قیمتی بالاتر از قیمت منصفانه بفروشند. به همین دلیل، ممکن نیست بتوان بوسیله روشهای تخصصی انتخاب سهام و یا روش های بازار بینی (market timing)، عملکردی بهتر از بازار داشت و تنها روش برای کسب بازدهی بالاتر، سرمایه­ گذاری پر ریسک­ تر می­ باشد!

در حالی که این فرضیه، اساس نظریه مالی مدرن را شکل می­ دهد، همچنان بحث برانگیز است و اکثرا مورد مجادله می­ باشد. معتقدان به این نظریه می­ گویند که جستجو برای یافتن سهم­ های زیرقیمت ارزشگذاری شده و یا تلاش برای پیش ­بینی روندهای بازار، چه از طریق تحلیل بنیادی و چه از طریق تحلیل تکنیکال، کار بیهوده ­ای است.

با این که پژوهش­های آکادمیک بسیاری در حمایت از EMH انجام شده، به همان اندازه اختلاف عقیده نیز وجود دارد. برای مثال، سرمایه­ گذارانی مانند “وارن بافت” دائما در طول دوره ­های طولانی، عملکردی بهتر از بازار داشته ­اند که با توجه به مفهوم بازار کارا، باید ناممکن باشد!

مخالفان EMH به رویدادهایی مانند سقوط بازار سهام در سال ۱۹۸۷ اشاره می ­کنند که شاخص میانگین صنعت داو جونز (DJIA) در یک روز ۲۰% سقوط کرد و آن را به عنوان سندی دال بر این که قیمت­های سهام می ­توانند به شدت از مقادیر منصفانه خود فاصله بگیرند، می دانند.

“فرضیه بازار کارا” چه مفهومی برای سرمایه گذاران دارد!

طرفداران EMH معتقدند که به دلیل تصادفی بودن حرکات بازار، سرمایه­ گذاران، با سرمایه­ گذاری در پورتفوی­ های غیرفعال (passive) و کم هزینه می­ توانند بهتر نتیجه بگیرند.

داده­ های گردآوری شده توسط موسسه Morningstar در مطالعه Active/Passive Barometer که در ژوئن ۲۰۱۵ انجام شد، این قضیه را تایید می­ کند. Morningstar، بازدهی مدیران پورتفوی های فعال (active) را در همه گروه­ها، نسبت به یک ترکیب ساخته­ شده ­ای از صندوق های شاخص و صندوق های قابل معامله مقایسه کرد. این مطالعه نشان داد که سال به سال، تنها ۲ گروه از مدیران پورتفوی های فعال، در بیش از ۵۰% از مواقع توانستند عملکردی بهتر از صندوق­های غیر فعال داشته باشند. این دو گروه، صندوق­های رشدی کوچک آمریکا و صندوق­های متنوع­ سازی شده بازارهای نوظهور بودند. در بقیه گروه­ها، که در میان آنها صندوق­های ترکیبی بزرگ آمریکا، صندوق­های ارزشی بزرگ آمریکا و صندوق­های رشدی بزرگ آمریکا بودند، سرمایه­ گذاران با سرمایه­ گذاری در صندوق­های شاخصی کم­ هزینه و ETFها وضعیت بهتری داشتند.

در حالی که درصدی از مدیران پورتفوی های فعال، در برهه ­ای از زمان­، می توانند عملکردی بهتر از صندوق های غیرفعال داشته باشند، چالشی بین سرمایه­ گذاران برای شناسایی اینکه کدام صندوق ها بهتر خواهند بود را به وجود آورده است. تنها کمتر از ۲۵% مدیران برتر پورتفوی های فعال، توانایی آن را دارند که دائما نسبت به مدیران غیرفعال همتای خود بهتر عمل کنند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *