استراتژی های انتخاب سهام : ۱ – مقدمه

انتخاب سهام

وقتی مسئله امور مالی شخصی و جمع آوری ثروت به میان می آید، حوزه های دیگری به جز انتخاب سهام مورد بحث قرار می گیرند. علت آن قابل درک است: بازی در بازار سهام پراسترس است! و همه ما در این حرکت پرفراز و نشیب دنیای مالی، می خواهیم که بدون تجربه شکست، تنها صعودها را تجربه کنیم.

در حدود ۶۰۰۰ شرکت سهامی عام در آمریکا وجود دارند. با اینکه این رقم، ۳۷% کاهش را در تعداد شرکت های ثبت شده آمریکایی نسبت به بالاترین مقدار خود در سال ۱۹۹۷ نشان می دهد، همچنان تعداد قابل توجهی شرکت است. از میان این همه شرکت، یک سرمایه گذار چگونه باید انتخاب کند؟

در این مجموعه مقالات، ما یک سری از محبوب ترین استراتژی های پرسابقه را برای یافتن سهم های خوب (یا حداقل اجتناب از سهم های بد) بررسی می کنیم. به بیان دیگر، ما به دنبال هنر انتخاب سهام خواهیم رفت، یعنی انتخاب سهام بر مبنای یک مجموعه مشخصی از معیارها، با این هدف که به نرخ بازده بالاتری نسبت به میانگین کل بازار دست یابیم.

بعضی از این استراتژی ها ساده هستند: برای مثال، استراتژی “The Dogs of the Dow” آنقدر ساده است که واقعا تنها چند دقیقه زمان لازم است تا نحوه کار کردن سیستم را بیاموزید. اما در طرف دیگر، سرمایه گذاری رشدی و ارزشی، پیچیده هستند و این گونه سرمایه گذاران باید زمان قابل ملاحظه ای را صرف یادگیری درباره ارزشگذاری، نسبت های مالی و چیزهایی شبیه به اینها بگذارند.

در این مجموعه مقالات، ما ۹ استراتژی انتخاب سهام را معرفی خواهیم کرد و در کنار آن جزییاتی را در مورد اولین استراتژی بیان خواهیم نمود. اگر شما به یکی از این استراتژی ها علاقه مند شدید، لطفا قبل از آنکه پولی را سرمایه گذاری کنید، همه توانتان را برای یادگیری آن استراتژی به کار ببندید و کتابها و محتویات آنلاین مرتبط را مطالعه کنید، در وبینارها و رویدادهای زنده شرکت کنید.

به یاد داشته باشید که این مقالات آموزشی به عنوان مقدمه ای برای استراتژی های مختلف ارائه می شوند و چیزهای زیادی است که باید بیاموزید. وقتی موضوع سرمایه گذاری به میان می آید، قطعا صبر، یک مزیت است. نه فقط برای ورود به یک موقعیت معاملاتی باید صبورانه منتظر باشید تا زمان مناسب فرا برسد، بلکه قبل از انجام اولین معامله خود، باید منتظر باشید تا یادگیری خود را به طور کامل انجام دهید. احتمال موفقیت شما در صورتی که بدانید چه کاری دارید می کنید به شدت افزایش می یابد.

چند هشدار قبل از آنکه شروع کنیم: بسیاری از سرمایه گذارانی که به تازگی وارد عرصه انتخاب سهام شده اند معتقدند که یک استراتژی بی عیبی وجود دارد که اگر از آن پیروی شود، تضمین کننده موفقیت خواهد بود. هیچ سیستم خطاناپذیری برای انتخاب سهام وجود ندارد! این بدین معنی نیست که شما نمی توانید ثروت خود را از طریق بازار سهام افزایش دهید. بهتر است، انتخاب سهام را یک هنر در نظر بگیرید تا یک علم. چند دلیل برای این موضوع وجود دارد:

  1. عوامل بسیاری بر روی سلامت یک شرکت اثرگذارند که تقریبا غیر ممکن است بتوان یک فرمولی ساخت تا موفقیت را پیش بینی کند. به یاد داشته باشید که گردآوری داده هایی که بتوانید با آنها کار کنید یک طرف قضیه است و تشخیص داده های مرتبط، طرف دیگر ماجرا.
  2. بسیاری از اطلاعات، ناملموس هستند و قابل اندازه گیری نیستند. ابعاد قابل اندازه گیری یک شرکت مانند سودها، به سادگی پیدا می شوند. اما چگونه عوامل کیفی مانند کارمندان شرکت، مزایا رقابتی آن، اعتبار و … را اندازه گیری می کنید؟ چنین ترکیبی از ابعاد ملموس و ناملموس، باعث می شود انتخاب سهام یک پروسه ذهنی و حتی شهودی باشد.
  3. به دلیل آنکه المان های انسانی (معمولا عدم عقلانیت) در نیروهایی که بازار سهام را به حرکت در می آورند وجود دارند، سهم ها همیشه آنگونه که انتظار دارید رفتار نمی کنند. احساسات می توانند به سرعت و به طور غیر قابل پیش بینی تغییر کنند و متاسفانه، وقتی اطمینان، تبدیل به ترس شود، بازار سهام می تواند جای خطرناکی باشد.

خلاصه مطلب آنکه یک روش کاملی برای انتخاب سهام وجود ندارد. بهتر است، هر استراتژی انتخاب سهام را تنها به عنوان کاربردی از یک نظریه بدانید، تنها یک “بهترین حدس” درباره چگونگی سرمایه گذاری”!

گاهی اوقات دو نظریه به ظاهر متضاد، می توانند در یک زمان موفق باشند. شاید همان قدر که در نظر گرفتن نظریه دارای اهمیت است، شناسایی این که یک استراتژی سرمایه گذاری، چقدر مناسب با دورنمای شخصیتی، تایم فریم و تحمل ریسک شما و همچنین میزان زمان تخصیصی شما به موضوع سرمایه گذاری و انتخاب سهام است، نیز دارای اهمیت باشد.

در اینجا ممکن است از خودتان بپرسید چرا انتخاب سهام این قدر مهم است. چرا باید ساعت ها صرف این کار شود؟ پاسخ ساده است: ثروت! اگر شما تبدیل به یک انتخاب کننده خوب سهام شوید، می توانید ثروت شخصی خودتان را به طور نمایی افزایش دهید. برای مثال شرکت مایکروسافت را در نظر بگیرید. اگر شما در عرضه اولیه عمومی محصول خلاقانه بیل گیتس در سال ۱۹۸۶ سرمایه گذاری می کردید و صرفا این سرمایه گذاری را نگه می داشتید، بازده شما در بهار ۲۰۰۴ چیزی در حدود ۳۵۰۰۰% می بود. به بیان دیگر، در یک دوره ۱۸ ساله، یک سرمایه گذاری ۱۰ هزار دلاری، خود به خود تبدیل به ۳٫۵ میلیون دلار ناقابل می شد! (در حقیقت، اگر چنین بینشی در آن بازار نزولی اواخر دهه ۹۰ داشتید، بازده شما حتی بیشتر از این هم می شد.) با بازده هایی شبیه به این، تعجبی ندارد که سرمایه گذارانی همچنان در جستجوی مایکروسافت بعدی باشند!

اجازه دهید با بررسی یکی از ابتدایی ترین و حیاتی ترین ابعاد انتخاب سهام آغاز کنیم؛ یعنی تحلیل بنیادی. نظریه ای که زیربنای همه استراتژی هایی است که ما در این مجموعه آموزشی بررسی می کنیم (به استثنا آخرین قسمت که درباره تحلیل تکنیکال است). اگرچه تفاوت های زیادی در میان استراتژی ها وجود دارد، همه آنها آمده اند تا ارزش یک شرکت را بیابند. در ادامه که جلوتر می رویم، این را در نظر داشته باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *